|
نه، اشتباه نکن! فاصلهها آنقدرها هم که تو میگویی خالی نیست. پر است، پر از طنین صدای تو که مرا به اسم میخوانی. پر از صدای سرد و بیروح من که میخواهد از خستگی در در آغوشت بیهوش شود. اما من حالم خوب است، میگذرد لحظههایم (هر چند بیتو ). دیشب باز خوابت را دیدم. خواب دیدم رفتهای سفر، برایم یک بغل سوغاتی آورده بودی.همیشه دوست داشتم خودت با دست خودت هدیههایی را که برایم میخری باز کنی.. اینها اصلا مهم نیست. مهم این است که برای چند روز هم که شده داری نفس میکشی. مسافرت برای تو لازم است. هر چند میدانم این چیزها مرهم زخمهامان نميشود.... باز خواب دیدم که روسری ات ر ا ( همان آبی روشنی که من دوستش دارم) انداختهای روی گردنت و موهایت را که تازه کوتاه کردی نشانم میدهی و میگویی: موهایم را دوست میداری؟
و این بالشتی که هر روز صبح باید خیس...خیس شود... قرار بود ... همیشه قرار میگذاریم ولی آخرش ...! دیگر عادت کردیم بازیچه ی دست اطرافیانمان باشیم ... لحظه هایی هست که فکر میکنم تلاشمان بیهوده است .... چه میشود کرد ... باید ماند و دید چه بر سرمان میاورند ... بدترین بلا هم باشد تحملش آسان است اگر با هم باشیم... اگر با هم باشیم... اگر....! فدای خودت و خوبی هات...
+
عصیانگر.• پویراز •.
-- - - - -- - - -- - - -------------- -- - --
- -- - - بزن باران که دلتنگند یاران - -- - -- - -- -- نمان خاموش ... گریان شو ... بباران -- -- - -- - -- -- -- --
+
عصیانگر.• پویراز •.
یک نفر ... یک جایی ... تمام رویاهاش لبخند توست وزمانی که به تو فکر می کنه احساس می کنه که زندگی با ارزشه پس هرگاه احساس تنهایی کردی این حقیقت رو به خاطر داشته باش یک نفر... یک جایی ... در حال فکر کردن به توست...
+
عصیانگر.• پویراز •.
+
عصیانگر.• پویراز •.
ميدونم ...
+
عصیانگر.• پویراز •.
صداش، رفاقت هميشگي رو نداشت. خيلي سخت ميشد توش صميميت قبل رو پيدا کرد. چشمهامو که بستم، دورها يه چيزايي ديدم که داشت از من دورتر ميشد. اگه خودش اينطور خواسته، پس حرفي ندارم. فقط ايکاش خودش رو براي کارهاي کوچيک و بي ارزشي که قبلا براش انجام دادم، مديون نميدونست. اون نميدونه که اگه فکر ميکنه مديون منه (اگه اينطور فکر ميکنه)، شايد براي سکوت من مديونه.
+
عصیانگر.• پویراز •.
عباس بی شک تو بهترینی عباس تک یل ام البنینی عباس تو مظهر خدایی عباس سقای کربلایی یل دریا دل عباس عباس یا ابو فاضل عباس فرمانده سپاهی عباس بعد از حسین تو شاهی عباس شبه ابو ترابی عباس آرامش اربابی یل دریا دل عباس عباس یا ابو فاضل عباس سرو بلند عشقی عشق دو بانوی دمشقی چشمت شد باعث جنونم عشقت خورده گره به خونم عباس همواره در خروشی ساقی خود از چه می ننوشی سقا خشکیده لب چرایی سردار تو صاحب لوایی یل دریا دل عباس عباس یا ابو فاضل این دل تنگم عقده ها دارد گویی یا میل کربلا دارد بیابم بینم در کجا زینب شکوه از شمر بی حیا دارد بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا بر دلم هر لحظه آرزوی کربلا تشنه آب فرات ای اجل مهلت بده تا بگیرم در بغل
+
عصیانگر.• پویراز •.
سلام عزیزان:
من بازم شروع کردم به وبلاگ نویسی وبلاگ قبلی من به خاطر بعضی مسئله ها حذف شد و یا بهتر بگم حذفش کردم و از این به بعد اینجا مینویسم واقعیتش نمیخواستم بنویسم ولی دیدم نمیشه باید یه جایی باشه که خودم رو خالی کنم تنهام نذارین مرسی یا حق!! میخوام برای اولش از متنهای خودم بنویسم: عشقمون مثل تلاش روبوسیه دو نفر عینکی بود اصلاً به فکرمون نرسید که عینکهامون رو در بیاریم هیچ به شادی ها فکر کردی؟! شاید اون دستی که بیشتر از هر دستی برزانده ی دستت باشه دست منه ،شایدم واقعی ترین دروغ، دروغ من باشه شاید یه روز تو شاید یه روز من شایدم روزی تو و من..!!!
+
عصیانگر.• پویراز •.
روزی ما دوباره كبوترهايمان را پيدا خواهيم كرد روزی كه معنای هر سخن دوست داشتن است روزی كه آهنگ هر حرف، زندگیست روزی كه تو بيايی، برای هميشه بيايی و من آنروز را انتظار میكشم
+
عصیانگر.• پویراز •.
ای کاش آن کوچه را دوباره ببينم
آنجا که يک کودک غريبه آه، ای شباهت دور! این روزها خیلی برای گریه دلم تنگ است!
+
عصیانگر.• پویراز •.
|