دوستم
کمی آن سو تر بايست
آن سوتَرَک
می دانی؟
دست و پا زدن فضا می خواهد آخر
رويت را هم برگردان
نگاهم نکن
می دانی که خوش ندارم مقابل چشمانت آرايش کنم
مقابل چشمانت عريان شوم
آن سو ترک بايست
چشمانت را ببند
ساعت را هم نگاه نکن
زمان می برد اين گونه پوست انداختنم
تمام که شد
صدايت می کنم
اگر هنوز آن جا باشی ..