تغییر استراتژی در پویراز
:
از این پس تمام مطالبی که در وبلاگ پویراز نوشته خواهد شد تنها برای کرم ریزی و ادامه ی بیش از دو سال وبلاگ نویسی خواهد بود - که سرعت بیشتری خواهد گرفت«هر هفته یک پست» -. و مطالب از وبلاگ دوستان گرفته خواهد شد ممکن است مطالب بیان شده موجب ناراحتی برخی از اشخاص حقیقی و حقوقی شود، در صورت بروز هرگونه مشکل،ناراحتی،یاد آوری خاطرات تلخ دوران جاهلیتتان لطفاْ از بازدید مجدد این وبلاگ جداْ خودداری کنید.
پ.ن:باشد تا فرجی حاصل گردد
.
اگر من گلی را بشناسم که در همه ی دنيا تک است و جز در اخترک خودم هيچ جای ديگه پيدا نمی شود و ممکن است يک روز صبح يک بره ی کوچولو ، مفت و مسلم ، بی اينکه بفهمد چکار دارد می کند به يک ضرب پاک از ميان ببردش چی؟ يعنی اين هم هيچ اهميتی ندارد؟
اگر کسی گلی را دوست داشته باشد که تو کرورها و کرورها ستاره فقط يک دانه ازش هست واسه احساس خوشبختی همين قدر بس است که که نگاهی به آن همه ستاره بيندازد و با خودش بگويد : " گل من يک جايی ميان آن ستاره هاست " ، اما اگر بره گل را بخورد برايش مثل اين است که يکهو تمام آن ستاره ها پِتّی بکنند و خاموش بشوند . يعنی اين هم هيچ اهميتی ندارد؟
می گم خيلی سخته ها، که آدم بخواد از گلی که می دونه فقط يه دونه ازش تو دنيا هست مراقبت کنه.
می گم خيلی اتفاق غمگينيه ها، که آدم کم کم يادش بره آسمونو نگاه کنه و دنبال ستاره ش بگرده.
می گم خيلی وحشتناکه ها، اگه آدم يه روز رد ستاره شو گم کنه...
بی نشونی بمونه...
گمونم اين سياره ی کوچيک من دوباره دچار بائوباب شده. بعد نه که خيلی کوچيکه و جای زيادی نداره، بايد به فکر باشم. بايد تا دير نشده برم آتش فشان هامو گردگيری کنم.
اوهووم، بايد برم...
من بانوی تاج دار ِ عشقم را
كه در قصر غصه و سوسن سكنا دارد
شبانه به كوچه های سر گردانيم دعوت مي كنم
بانوی عشق من
با تاج سوسنش
پا برهنه و گرسنه
به كوچه های سرگردانی من مي آيد.
آخرين بار
او را به جايی بردم
تا به وضوح ببيند
اژدهای هزار چشمی را
كه بر پيچك هزار پيچ شاخك هايش
گنجشكی تنها
گل سرخی را
در آواز پيوسته صدا مي زد
شادروان حسین پناهی...