خدا: گفتی دقیقا Ctrl + Alt + Del بزنم بعد end task کنم؟
من: اوهووم.
خدا: مطمئنی همه چیز Save شده؟
من: اوهووم.
پ.ن: Big Bang
|
رفتگر محل ما کند ذهن است، دقيقتر بگويم عقبمانده ذهنيست. مودبانهاش میشود معلول فکری و عاميانهاش میشود منگل.
+
عصیانگر.• پویراز •.
- بگوييد مطرب باز بنوازد.
+
عصیانگر.• پویراز •.
زنان هرگز دو مرد را از ياد نمیبرند. اوّلين مردی که عاشقاش شدند و نخستين مردی که در آغوشش خوابيدند.
+
عصیانگر.• پویراز •.
آيا میشود کاری کرد همان ورقی که لازم است از دسته ورق بيرون بيايد؟ آبا میشود چند کاسهی شناور روی آب را مجبور کرد در يک امتداد بايستند؟ آيا میشود با خيره شدن به تلفن ناچارش کرد زنگ بزند؟ چگونه آن کشتیها را داخل اين بطریها میکنند؟
+
عصیانگر.• پویراز •.
دچار درگيری با سکوت شدهايم. سکوت طرف مقابل میتواند نشانه بسی بسيار چيزها باشد.
بیاطلاعی، بهتزدگی، خودکلاسبالابينی، حواسپرتی، در عوالم ديگر بودن، خماری، خوابآلودی، شوتبودن، تواضع، فروتنی، عدم توانايی تشخيص هر از بر، فيلسوفبودن، متفکربودن، شديد از سطح بحث بالا بودن، بیتفاوتی، بیاعتنايی، عاشقی، مشکوکی، دختر زيباروی ميز کناری و ...
+
عصیانگر.• پویراز •.
خدا: گفتی دقیقا Ctrl + Alt + Del بزنم بعد end task کنم؟ من: اوهووم. خدا: مطمئنی همه چیز Save شده؟ من: اوهووم.
+
عصیانگر.• پویراز •.
hangi taş büyükse get vur başını değilsin değilsin ay layık değilsin ne ararım seni ne de sorarım değilsin değilsin layık değilsin değilsin değilsin layık değilsin پ.ن: ترجیحاْ با یک اینترنت پرسرعت صرف شود
+
عصیانگر.• پویراز •.
هر بار که مرا میدید، ساعتها گریه میکرد!
+
عصیانگر.• پویراز •.
عشق لیلی و مجنون که ارزشی ندارد، وقتی مطمئن باشی که معشوقه از آن توست که دیگر عشق معنایی ندارد. پ.ن: عزیز جان، عشق باید خرکی باشد، آدمها که عشق سرشان نمیشود
+
عصیانگر.• پویراز •.
|