اپيزود مردانه:
مهمانی که گرم میشود، چراغها يکی يکی خاموش میشود.
احساس میکند نگاه همه به معشوقهی اوست، میبيند که پسران جوان خودشان را با بهانهای به دوست دخترش نزديک میکنند. ته دلش شاد و راضی است، میگويد: همهتان بسوزيد، او مال من است.
اپيزود زنانه:
با صدای آهسته میگويد در جلسه است، دخترک میداند که دروغ میگويد. خودش را رها میکند روی تخت و سعی دارد حدس بزند شوهرش امشب با کيست، حدس زدنش بسيار سخت است. بیخيال میشود سعی میکند حدس بزند که حالا با آن زن چه میکند.
بدنش گرم میشود، اين لباسها اضافی است.
پ.ن:شب که میشود زل میزنم به سقف آسمان و منتظر میمانم تا شهابی از آسمان بيفتد و برايت آرزوی خوشبختی کنم.
امّا اين شبها ستارهها هم حاضر نيستند برای آرزوهای تو بميرند...!