تبليغاتX
پویراز

پویراز

+ عصیانگر.• پویراز •.

Balatarin


«پاره‌پاره شدم
و هر پاره‌ را در گوشه‌ای رها کردم

پاره‌ای را در ژرف‌ترين نقطه‌ی درياهای آزاد رها کردم
پارو زدم و دور شدم
نگاهی به پشت سر نيانداختم
پاره‌ای را در آن شهر کوچکی
که هيچ‌وقت فراموشش نمی‌کنم جا گذاشتم
نتوانستم بازگردم، کسی چه می‌داند
شايد اگر بازمی‌گشتم هم نمی‌يافتم
پاره‌ای را زير آشنا درخت آلبالويی کاشتم
نپرسيدم که سبز شد يا نه
ميوه داد يا نه
پاره‌ای را دست دوستی عزيز فراموش کردم
وقتی خواستمش پس نداد
گويا چندان هم عزيزش نبوده‌ام
پاره‌ای را برای عشقی بزرگ به آتش افکندم
به خواست خودم
هيچ‌وقت پشيمان نشدم

به خود پيچيدم، نيست شدم
بعد آرام شدم، زنده شدم
و به جای هر پاره‌ام که رفت
تازه‌‌اش را خلق کردم

قوی‌تر، آرام‌تر
شادتر، ساکت‌تر
پخته‌تر، رنجيده‌تر
تنهاتر، خسته‌تر»


Candan Erçetin

 

پس‌نوشت: من چندان علاقه‌ای به شعر ندارم، هيچ‌وقت داوطلبانه شعر نمی‌خوانم و کمتر شعری به دلم می‌نشيند. هر چقدر فکر می‌کنم نمی‌فهمم چرا اين شعر را شکسته بسته ترجمه کرده‌ام

+ عصیانگر.• پویراز •.

Balatarin


- آمدی گوشه دنج حوا.
- هوس ستاره‌ کردم. چرا اسم اينجا را گوشه‌‌ دنج حوا گذاشتيد؟
- برای اين‌که او پيدايش کرد. تا وقتی اين‌جا بودند هر شب می‌آمد يک مدتی دراز می‌کشيد ستاره‌ها را نگاه می‌کرد.
- ديشب ديدم پيرمرد آمده روی همين سبزه‌ها دراز کشيده.
- دلش که تنگ می‌شود می‌آيد اين‌جا.

 

پ.ن:احساس شيطان را خوب درک ميکنم،معشوقه ات را بسيار دوست داری اما او خيانت ميکند و با آدمی ميگريزد...!

+ عصیانگر.• پویراز •.

Balatarin


يادگار دوست X

صفحه نخست
پست الکترونيک


پيوندهاي روزانه

تغییر استراتژی در پویراز
آرشيو پيوندهاي روزانه


نوشته هاي پيشين

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384



پيوندها

نامه های سیاه
لکنت سکوت


    تعداد بازديدها:

يادگار دوست