|
کاسه ی دلم لبريز کاش می خواره ای نازل شود که لبی تر کند باشد که جرعه ای کم شود از اين پيمانه! پ.ن:آخر کار هم معلوممان نشد آن روز ازل که نه در صف جمال بوديم نه در صف کمال نه در صف هيچ کوفت ديگری، پی کدام پری میپلکيديم.
+
عصیانگر.• پویراز •.
خدايا گاه می مانم دل ترا شاد کنم يا دل خود را ...
+
عصیانگر.• پویراز •.
+
عصیانگر.• پویراز •.
خدايا؟ واقعا تو اين خلقتت!! آخه اينطور وقتا بايد چيکار کرد. نگو بيا نيايش کن که اصلا حال نميدی. بين من و تو يکيمون بيشعوره. دلم يه لاابالی گری مفصل ميخواد... بی قيد... بی بند... بی مسئوليت... چرا هيچ کس نيست که آرومم کنه...؟ چرا همه اينايی که هستن، حرف زدنشون مثل نفت به آتيش ريختن ميمونه... اين آرامش رو به کی سپردی که نمياره بهم برسونه!؟ کسی جايی سری سراغ ندارد که يک جفت گوش داشته باشد دهانــــش را هم دوخته باشند ؟
+
عصیانگر.• پویراز •.
دوستپسر داشتن (به معنای داشتن يک مرد و نه دوست شدن با او) لياقت و شجاعت میخواهد و لاغير. دوستدختر داشتن (به معنای دوست شدن با يک زن و نه ماندن با او) شانس میخواهد و لاغير.
+
عصیانگر.• پویراز •.
|